ميرزا حسن حسينى فسايى

559

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

پادشاهى مىكردند ، به ايشان تكليف فرموديم در صورتى مسؤول شما مقرون به قبول خواهد شد كه از عقايد فاسده ، نكول كرده و حقيقت خلفاى راشدين رضوان اللّه عليهم اجمعين كه مذهب آباى همايون ما بوده ، اذعان و قبول كرده ، از رفض و سب « 1 » خلفاى ثلاث تبرا و به محبت ايشان و ولايت اسد اللّه الغالب و مظهر العجايب على بن ابيطالب كرم اللّه وجهه ، تولا نمايند « 2 » و تمامت ارباب حل و عقد ، شوراى كبراى [ صحراى مغان ] به رهنمونى حكم اقدس و ارشاد امر مقدس ، ترك عقايد فاسده نموده ، به ولاى آن چهار ركن ايوان دين مبين متمسك گرديدند و حضرت همايون ما در ازاى اين معنى سرير سرورى را به جلوس ميمنت مأنوس اقدس زينت داده ، تعهد نموديم كه عهود خمسه معهوده را به اعليحضرت ملك رفعت ، خاقان البرين و سلطان - البحرين ، خادم الحرمين الشريفين ، ثانى اسكندر ذو القرنين ، پادشاه اسلام ، برادر و الا احتشام ، اعنى سلطان ممالك روم ، اعلام و آن مطلب را بر وفق مأمول ، پذيراى اختتام سازيم كه مقدمات مزبوره به تأييد الهى قريب الحصول است و در اين وقت كه ساحت دربند مطلع ماهيچه « 3 » رايات فيروزى آيات بود به تجديد مزيدا للتأكيد از براى توطين « 4 » خاطر همايونى از علامة العلمائى ، ملا على اكبر ملاباشى « 5 » و باقى علماى كرام كه در ركاب ظفر انتساب حاضر بودند در مجالس و خلوات استعلام فرموديم ، همان مراتب سابق را معروض داشتند و به همه جهت حجاب شبهه از پيشگاه ضمير اقدس ، مرتفع گرديده ، به حد يقين پيوست كه همگى سب و رفض ، ناشى از اغراض نفسانى شاه اسمعيل صفوى بوده و الا از صدر اسلام ، تمامت مسلمين بر يك طريقه ثابت و راسخ بوده‌اند اگرچه اختلاف در فروع دين داشته‌اند بناء على هذا ، به تأييد ربانى و الهام سبحانى ، حكم اشرف اقدس اعلى ، از موقف عز و علا شرف صدور يافت كه به نحوى كه در مبادى اسلام ، تمامت مسلمين ، خلفاى اربعه راشدين را خليفه على التحقيق مىدانسته ، بايد همگى اهالى ممالك محروسه به همان دستور هر يك [ را ] خليفهء به حق دانسته « 6 » ، از سب و رفض محترز باشند و خطباى كرام و نقباى عظام در رئوس منابر ، اسامى سامى و مناقب خلفاى اربعهء كرام را مذكور و جارى ساخته در تحرير و تقرير ، نام ايشان را به خير ياد و شاد نمايند و علامى فهامى ، خلاصة - الفضلاء الكرام ، ميرزا محمد على نايب الصداره ممالك محروسه را به اقطار ممالك خاقانى روانه فرموديم كه مضامين حكم همايون را به همگى دور و نزديك القاء و ايشان نيز به سمع قبول اصغا نموده و تخلف از مدلول آن را موجب عذاب الهى و غضب شاهنشاهى دانند . « 7 » و عيد نوروز سنه ايت‌ئيل در روز چهاردهم ماه محرم سال 1155 : اتفاق افتاد « 8 » و اعليحضرت شاهنشاه نادر شاه ، لوازم نوروزى را به عمل آورده ، امرا و سركردگان را به خلعتهاى

--> ( 1 ) . رفض : ترك كردن و كنايه از لعن و طرد خليفه اول است . سب : دشنام دادن ، نفرين كردن ، لعنت كردن . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 374 . ( 3 ) . ماهچه يا ماهيچه : سر علمى را گويند كه به صورت ماه ساخته باشند ، يعنى گرد و مدور و صيقل‌زده از طلا و نقره ، شكل هلالى بود كه بر سر علم‌ها و چترهاى پادشاهان سلجوقى و ديگر سلاطين ترك زده مىشد . ( برهان ) . ( 4 ) . توطين : دل بستن ، دل نهادن . ( معين ) . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 375 . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 375 . ( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 375 . ( 8 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 375 .